1
وقف اينها جايز است بدون ابتناى بر قول به ملك؛ به خلاف غير اينها كه منافع محلّله ندارند، مثل كلب هراش، و مثل خنزير نسبت به مسلمانان، به خلاف وقف كافر آن را بر كفار.
و بايد قدرت بر تسليم با تسلّم عين موقوفه حاصل باشد؛ پس وقف آبقْ صحيح نيست و هم چنين امثال آن. و تعقّب وقف به قبض و تسلّم، كافى در صحّت آن است.
و وقف درهم و دينار با رعايت ضابط متقدّم (كه دوام منفعت محلّله اگر چه تزيين و مثل آن باشد) جايز است. و وقف زيور مثل ساير اثاث و آلات مانعى ندارد.
و وقف مال غير با حصول تقرب به نحو مناسب، مثل احتمال اجازه و تقرب احتمالى به وقف از مالك، با تعقّب به اجازه مالك، صحيح است؛ و بدون قربت، محل تأمل است چنانچه گذشت.
و وقف مشاع جايز است و قبض آن مثل قبض مبيع مشاع است.
و وقف مدبَّر جايز است و رجوع از تدبير است.
و وقف عين مستأجَره، از مالك عين براى منافع بعد از انقضاى مدت، صحيح است. و هم چنين اگر وصيت به منافع عين تا يك سال مثلاً نموده باشد بعد اجاره بدهد مالك فعلى.
و جايز نيست براى انتفاع در زمان تعلّق حق رهن يا حقوق دُيّان مفلّس.