زوجيّت در صورت ادّعاى زوجه، علم خودش به صحّت وكالت را.
نزاع در مبلغ معامله
- اگر نزاع بين موكّل و وكيل در تعلق ابتياع در مقابل 80 يا 100 مثلاً واقع بشود در فرض صحّت معامله بر هر تقدير اگر چه فرض شود ثبوت خيار غَبن بر يك تقدير، قول وكيل مقدم است. و اگر همين نزاع بين موكّل و بايع باشد، قول موكّل مقدم است؛ و در صورت تصديق وكيل بايع را، در تقديم قول موكّل، تأمل است.
طرف مراجعه براى اخذ عوض در عقد وكالتى
- اگر عقد واقع شد پس با جهل به وكالت طرف، رجوع به مباشر عقد مىنمايد به عوض؛ و با علم به وكالت و استفاده وكالت مطلقه در لوازم عرفيّه عقد يا ادّعاى آن در زمان وكالت، رجوع به هر كدام از موكّل و وكيل كه بخواهد مىنمايد، چه عوض در ذمّه باشد يا عين خارجيه.
و با عدم ثبوت اطلاق در وكالت به تسليم و تسلّم، رجوع به موكّل مىنمايد در صورت ذميّت و خارجيّت.
مطالبه حق توسط وكيل و انكال مديون
8 . اگر وكيل ثابت الوكاله، مطالبه حق به وكالت كرد و مديون بگويد: «استحقاق مطالبه ندارى»، التفات به قول او نمىشود مگر بعد از استفسار و جواب به چيزى كه رجوع به تكذيب بينه وكالت ننمايد.
و اگر ادّعاى عزل وكيل نمود، با بيّنه مسموع مىشود، و بر وكيل يمين نيست بر نفى فعل غير مگر آنكه ادّعاى علم او بنمايد و او يمين بر نفى علم ايقاع نمايد. و هم چنين در صورت ادّعاى ابراء به موكّل يا اداى به او كه مسموع [است] و با بيّنه، قول مديون ثابت مىشود.