1
ارضاع در مدت استيجار با حق زوج (كه مختلف است به حسب خصوصيات او) يا آنكه مستاجرْ زوج باشد براى طفلى از غير يا از زوج، از مرضعه يا غير او.
و جارى است در استيجار زن براى غير ارضاع، آنچه ثابت است براى استيجار براى ارضاع از ساير اعمال كه ممكن است منافات با حق زوج داشته باشند.
و لازم است رفع جهالت با مشاهده مرضعه، صبىّ يا صبيه را، يا اختبار و امتحان او به طورى كه از غرر خارج بشود در اختلاف اطفال در كميّت و كيفيّت استرضاع. و تعيين مرضعه در اجاره ولىّ يا اجاره وكيل زن، لازم است بنابر احوط.
و هم چنين احتياط، در عدم خروج از معتاد و متعارف است در خصوصيّت زمان و مكان و مقدار عمل و كيفيّت آن، اگر چه عدم وجوب بدون شرط، متّجه است.
و با تعيين مرضعه و صبىّ، اگر يكى از آنها وفات بنمايد قبل از شروع در رضاع، عقد باطل مىشود؛ و بعد از شروعْ منفسخ در باقى مىشود و تقسيط مىشود مسمّى بر متخلف و ماضى. و با عدم تعيين مرضعه در عمل و وفات او بعد از اجاره، استيجار مىشود براى رضاع از مال ميّت بنابر عدم بطلان اجاره به موت موجر و در صورت تعلّق اجاره به اصل ارضاع نه ارضاع مخصوص به مباشرت معينه. و اگر متعذّر شد استيجار دوّم، اجرت مقرّره يا بقيه آن به ولى طفل دفع مىشود. و در صورت اطلاق عقد از حيث مباشرت خاصه، پس احوط عدم تعدّى از خصوصيّت بدون احراز رضاى مستأجر است.
و در اختلاف در اصل ارضاع يا ارضاع خاص، قول مرضعه كه امين است مقدم است.
و فرقى در مذكورات بين آنكه مؤجر حرّه باشد يا مالك امه به اقسام آن نيست، و هم چنين مكاتبه كه اجاره مولى با اذن او صحيح است.