1
اگر بگويد «آجرتك كل شهر بكذا» يا عبارتى كه مثل اين باشد، اظهر صحّت اجاره است در ماه اوّل در صورت استفاده ماه متصل به عقد از قرينه يا از عدم ذكر خلاف آن و به عنوان شرط در ضمن عقد در زايد بر يك ماه كه جهالت در آن مغتفر است. و هم چنين اگر به عنوان جعاله اين مقدار را ساكن براى مالك قرار بدهد در صورت تسليم براى انتفاع و مالكْ تسليمِ مورد جعاله نمايد اگر چه مدت در اوّل و آخر معلوم نباشد.
و همچنين اگر به عنوان مصالحه انجام دهد و نتيجه اجاره را اخذ نمايد، يا آنكه اباحه به عوض خاص نمايد و مباحٌله با رضا تسلم نمايد، اگر چه اين معامله لازم نمىشود.
اگر بگويد: «إن خِطْتَهُ فارسيّا فَلَكَ دِرْهَمٌ و ان خِطْتَهُ روميّا فلك درهمان» پس با قصد جعاله صحيح است، و با قصد اجاره صحيح نيست به واسطه عدم تعيين اجرت و عمل؛ مگر آنكه اجاره قصديّه به خياطت به يك دِرهم، تعلق بگيرد و شرط نمايد كه اگر خياطتِ روميه انجام داد، يك درهم افزوده شود، يعنى چون تفاوت بين آن دو به يك درز و دو درز است، پس براى درز دوّم، يك درهم زياد شود در اجرت، كه اظهر صحّت عقد اجاره و شرط در ضمن آن است.
و هم چنين اگر بگويد: «اين عمل را اگر فردا انجام دادى يك درهمْ استحقاق دارى و اگر امروز انجام دادى، دو درهم»، به نحو جعاله مقصوده يا اجاره مقصوده در عمل در يكى از دو روز در مقابل يك درهم و شرط زيادتى يك درهم در مقابل تعجيل و تخصيص جامع به يك خصوصيّت خاصه.
و اجير مالك اجرت مىشود به عقد اجاره، و هم چنين مستأجر مالك عمل به سبب