1
مقدم است در نفى عقد ملزم اجرت بعد از مدت.
و اگر در صورت انتفاع، اختلاف بين مالك مدّعى عاريه مضمونه و راكبِ مدعىِ اجاره واقع شد بعد از تلف عين، پس با تساوى اجرت و قيمتْ، مالك مىگيرد آن را بدون يمين؛ و گرنه مىگيرد زيادتى قيمت عين را با يمين بنابر تقديم قول مالك.
و اگر اختلاف در عاريه بعد از تلف، در اشتراط ضمان بود، اظهر تقديم قول مالك است. و هم چنين در اختلاف بين اجاره و اعاره ذهب و فضه بعد از تلف، قول مالك مقدم است با يمين او. و اگر اين اختلاف قبل از تلف عين باشد مالك انتزاع مىنمايد آن را با يمين، و عوض منفعت مستوفاة را مطالبه نمىنمايد و مدّعى اجاره، امساك نمىنمايد با امتناع، بلكه به طريقى ديگر و به عنوانى ديگر، ايصال مىنمايد به مالك.
8 . اگر جحود كرد اعاره را، حكم استيمان زايل مىشود و ضامن مىشود عين را بعد از اثبات مالكْ اعاره را و هم چنين انتفاع بعد از حجود و مطالبه را [نيز ضامن است].