1
عقد عاريه عبارت است از «ايجاب و قبول مثمر تبرّع به انتفاع به چيزى». و حاصل مىشود به دو لفظِ مرتبط به همديگر در قصد، و لفظ با فعل، و دو فعل به نحو معاطات.
و مجرّد اذن در انتفاع، يا انتفاع با اذن صريح يا مستفاد از فحوى يا شاهد حال، اباحه است نه عقد عاريه، و احكام عقدْ مرتّب نيست.
و منعقد مىشود عاريه، به هر دالّى بر اذن در انتفاع تبرّعى به نحو دلالت «أعرتك هذا» با ضميمه قبول آن، چه آنكه هر دو لفظ يا فعل يا مختلف باشند به نحوى كه در معاطاتْ مذكور است.
و عقد عاريه جايز است و از هيچ طرفى لازم نيست. و در مواضع خاصه ـ مثل اعاره براى رهن؛ و عاريه زمين براى دفن مسلم يا محكوم به اسلام؛ و عاريه لوح براى كشتى در مواضع كثرت آب دريا كه رجوع در آن، مستلزم تلف نفس يا مال محترم است؛ و عاريه ديوار براى وضع خشب بر آن، كه طرف ديگر در داخل ملك مستعير است و رجوعْ مستلزمِ هدم بناى محقَّق او است؛ و عاريه زمين براى زرع يا بنا يا غرس شجر در مدت معلومه كه رجوع در آن، مستلزم ضرر زارع يا بانى يا غارس