با اين مال كردى نصف ربح را به عنوان جُعل مستحق باشى». و در آثار با مضاربه مشترك است، و چون ايقاع است شروط عقد مضاربه در آن معتبر نيست. و هم چنين اتفاق محكى بر اعتبار نقدين در مضاربه، جارى در جعاله مذكوره نيست.
و هم چنين به «عقد شركت» مشروطه به اختلاف در استحقاق ربح با تساوى در مال و اختصاص عمل به يكى از شريكين، و امثال اين فرض، به نحوى كه در كتاب شركت مذكور است.
جواز مضاربه ولى با مال صغير با مراعات غبطه
- اب وجدّ ابىِ صغير مىتوانند مضاربه با مال صغير نمايند با غبطه و مصلحت؛ وهم چنين [است] وصىّ ايشان؛ و بعد از اينها حاكم شرع با رعايت عدم مفسده و وجود مصلحت.
مضاربه وصىّ ميّت در ثلث
و هم چنين وصىّ ميّت مىتواند در ثلث كه موصى به است، مضاربه نمايد با تعيين موصى يا تخيير وصى در عملِ در آن به صلاحديد خود و مصلحت در آن دانست.
وفات عامل
- اگر عاملْ وفات كرد و در نزد او مال مضاربه بود، پس اگر معلوم است تعينا، پس اشكالى نيست. و اگر تعينا معلوم نيست، پس دور نيست تعيّن آن به تعيين وارث كه ذو اليد باشد؛ و بعد از آن با عدم تعيين ذو اليد، اگر مضارب تعيين مىنمايد و معارضى ندارد. و با عدم تعيين او، احوط مصالحه است بين اطراف شبهه، چه يكى باشد، مثل مال مضاربه و مال عامل، يا ازيد، مثل وجود ساير ودايع و امانات نزد عامل يا مضاربه هاى ديگر با ديگران ايضا؛ و اظهر حصول شركت قهريه است با اتحاد جنس و وصف؛ و احتمال حصول در مطلق اختلاط و عدم تمييز، ثابت است.
و اگر معلوم نباشد اصل وجود مال غير عامل و لكن محتمل است، محكوم به