1
كوچكى رايج بوده يا بزرگ، چه خالص از غشّ باشد يا مغشوش؛ پس درمقدار خالصِ از آن، زكات واجب است.
و احوط اعتبار نقش كتابت يا نحو آن است و [ نيز احوط ] عدم ممسوح بودن آن نقش است به نحوى كه از رواج معامله، به اين جهت ساقط باشد.
و اظهر ثبوت زكات است در مسكوك از طلا و نقره اگر چه به اسم درهم و دينار، مسمّى نباشد؛ بلكه بايد وزن نصاب و فريضه، به وزن درهم و دينار تعيين شود؛ و به همان نسبت غير آنها ـ مثل «تومان» و «اشرفى»ـ تقدير شود در نصاب و در فريضه.
و اظهر وجوب زكات است در مسكوك اگر زينت قرار داده شد بدون تغيير، يا با تغييرى كه موجب سقوط از رواج در معامله آن تغيّر مخصوص نباشد.
گذشتن يك سال در «نقدين» معتبر است، چنانچه در «اَنعام» گذشت. و در حلول سال هم، موافق است با مذكور در «اَنعام»، و هم چنين تمكّن از تصرّف در نصاب در طول سال، معتبر است، مثل آنچه در اَنعام گذشت.
مانع شرعىِ از تصرّف، مثل عقلى است؛ پس در وقف و رهن و غصب، زكات نيست.
در آنچه زينت صدق نمايد، زكات نيست به هر نحوى كه باشد، اگر چه به نحو محرَّم ساخته شده باشد، مثل اوانى و آلات لهوِ محرّم.
و اگر به قصد فرار از زكات، در اثناى حولْ تبديل كرد نقدين را به غير جنس، يا زينت ساخت و [ نيز ] هر نحوى كه با آن اخراج از صورتى كه واجب است زكات آنها به آن صورت بشود، مكروه است و حرام نيست و زكات هم واجب نمىشود بنا بر اظهر.
اختلاف رغبات ـ به اختلاف اصناف و اوصاف «نقدين» و اختلاف قيمتها و سكهها و عيارها با تسامح در معاملات با آنها ـ تأثيرى در تكميل نصاب و عدّ ندارد؛ و