1
مُجزى است، و اگر عينْ باقى بود، احوط تجديد نيّت است در صورت انكشافِ فقدِ شرط اداى غير كه عدم تمكّن از مباشرت است.
شرط چهارم: اين است كه اَنعام از «عوامل» نباشند يعنى در طول سال براى كار برده نشوند. و اگر در كار انداختند، پس مثل معلوفه بودن، رعايت صدق «سَوم» در تمام سال عرفاً، يا فارغ از كار عرفاً، بايد بشود.
فريضه در شتر به اين ترتيب است: «يك گوسفند» در هر پنج شتر تا «25» شتر؛ و با زيادتى «1» در «26» شتر، «يك بنت مخاض» است؛ و با زيادتى «10»، «يك بنت لبون» است؛ و با زيادتى «10»، «يك حِقّه» است؛ و با زيادتى 15، «يك جذعه» است، و با زيادتى «15»، «دو بنت لبون» است، و با زيادتى «15»، «دو حِقّه» است تا برسد [ به ]«121» [ كه ] در هر «50»، «يك حِقّه» و در هر «40»، «يك بنت لبون» است.
در نصابِ اخير شتر، مخيّر است بين ملاحظه «خمسين» و «اربعين» در صورت تطابق و حصول استيعاب مورد با هر كدام؛ و اگر استيعاب به يكى حاصل شد، احوط رعايت مستوعب است؛ و اگر با هيچكدام نمىشود، اقربِ به استيعاب رعايت مىشود؛ بلكه اين وجه، اظهر است.
و مستفاد از ادلّه، اين است كه معدود به يكى از اينها، محسوب به آن مىشود؛ و به هر دو، مورد تخيير است؛ و به هيچكدام، محسوب به اقرب به انتهاى به آن است؛ و متساوى در اين جهت، مورد تخيير است؛ و معدود به مجموع، محسوب به مجموع است؛ و لذا تطبيق همين بيان كلّى مشترك به عدّ به مجموع در آنچه معدود به مجموع است در نصاب گاو، تصريح به آن شده در روايت.