1
اختلاف نوعى است، مىباشد؛ و مجرّد اشتراك در «طير» كه وصف است، كافى در اتّحاد نيست.
اگر صدق «حمام» مثلاً عرفاً در بعض اقسام و اصناف مختلفه، متيقّن باشد و در بعضى مشكوك، در متيقّن متّحد مىشود در ربا؛ و در مشكوك ـ با مراجعه عرف و لغت كاشفه از عرف سابق ـ برائت جارى است. و در ظاهر معامله اختلاف مىشود، مثل اختلاف حقيقى نوعى در عصفور و كبوتر و امثال اينها .
و اقسام ماهيها و اصناف آنها، در ربا متّحد هستند در صورت تعارف بيع با وزن؛ و اگر بيع متعارف در آنها به عدد و مشاهده و مجازفه باشد، در آنها ربا نيست، بر حسب آنچه مذكور مىشود، ان شاءاللّه .
وحشى از هر جنس از حيوان، مخالف با اهلى آن است در ربا بنا بر اظهر.
و شيرها در اتّحاد و اختلاف در ربا، تابع حيوان شير دهنده با حيوانى ديگر [ هستند ] بنا بر اظهر .
شير هر حيوانى با متّخذ از شير او ـ مثل كره و كشك و ماست و پنير ـ متّحدند در ربا؛ بلكه نفس فروع شير يك حيوان، تفاضل در آنها جايز نيست، به خلاف شير حيوانى با شير حيوانى كه مخالف است در نوع با آن، چنانچه گذشت .
و ادهان، اختلاف آنها با هم، تابع اصول آنها كه استخراج از آنها مىشوند، مىباشند، مثل دهن كنجد و بَزر و لوز و جوز؛ و اختلاط با بنفشه و نيلوفر، از اتّحاد خارج نمىنمايد با وحدت نوع. و هم چنين اختلاف سركهها به اختلاف اصول آنها، مثل سركه خرما و انگور و سركه انگور با سركه شيره خرما.
در مكيل و موزون با اتّحاد در جنس، ربا هست و تفاضل در آنها جايز نيست، چه