1
و مال، مثل احتمال حرمت از غير جهت سحر است. و عمل هم به حسب تكليف ممكن است [ و ]با احتمال انتهاء به مهمّات از دماء و اعراض و اموال فىالجمله، مجراى اصالة البراءة نيست، مثل ساير مشكوكات از مهمّات.
و آنچه محرّم است از سحر از تعليم و عمل، پس اخذ اجرت بر آن حرام است.
و «كهانت» حرام است مثل سحر. و مفهوم آن را اهل آن به طور يقين مىدانند، مثل سحر؛ پس اگر به حسب موضوع، سحر باشد، يا ممتاز از سحر باشد، يا آنكه مختلف باشد اقسام آن، در حرمت و شروط آن و جواز و شروط آن، مشترك است با سحر.
و راجح آن است كه كهانت، استعلام از جنّ و اعلام انس به مقتضاى اخبار جن است؛ پس حكم اعلام بَتّى و غير جزمى در مورد قطع يا عدم آن، با اختيار هر دو در استخبار و اخبار، يا اختيار خصوص كاهن به واسطه عملى كه در احضار اجبارى آنها انجام داده است، فرق دارد. و هم چنين غرض حق باشد يا باطل، و آنچه با آن عالم به استحضار و استعلام از جنّ شده است فىنفسه محرّم باشد يا جايز، يا ادعيه مشروعه، در حرمت و جواز فرق دارد.
پس كهانت مثل سحر از شغلها و فنون متّخذه براى تكسّب، باطل است؛ و متيقّن از آنها در تحريم، آن است كه از غير طرق مشروعه، تحصيل و در غير امور مشروعه، استعمال شود، مثل آنكه به واسطه اطلاع از مستقبل، تمكّن از استفاده غير مشروعه، تحصيل نمايد.
و حرمت اخذ اجرت بر تعليم يا عمل و اخبار، تابع حرمت معوّض است، مثل سحر.
و از آن جمله «قيافه» است در صورت حكم جزمى به مقتضاى آن، يا ترتيب اثر محرّم بر آن، يعنى حكم بر خلاف موازين شرعيّه، مثل ولادت بر فراش يا اقرار به