1
تجاهر به آن در زمان عدم امكان تغيير لقب بد؛ پس بايد اكتفاء به غير اين طريق از اسمگذارى يا ذكر او به اسم بد نمود.
8 . و در عيوب و اوصاف ظاهره، اظهر عدم جريان غيبت است در آنها؛ مگر آنكه ايذا محقّق بشود به اعتبار دعواى ملازمت آن صفت با صفات بدى كه واقعيّت ندارد.
9 . و هم چنين از غيبت خارج [ است ] ذكر عيوب مجانين و طفل غير مميّز كه كراهت شأنيّه و قصد تنقيص در آن منتفى است در حال جنون يا صباوت، به خلاف ما قبل و ما بعد اين صفت.
و بالجمله در موارد محفوظيّت عنوان اغتياب، بايد ملاحظه غالب از مفسده غيبت و مفسده مقابل يا مصلحت فائته در مقابل بشود، با ملاحظه اجتهاد يا تقليد در حكم كلّى نظرى و در موضوع نظرى غير قطعى آن، و بر طبق راجح عمل نمايد از اغتياب يا ترك آن.
و نقل اغتياب نسبت به فاعل، غيبت نيست، مگر با قرينه تصديقِ ناقل و گرنه ذكر شد اعتبار جزم در اغتياب. و نسبت به واسطه، غيبت است مگر با ابداى عذر او.
وذكر«عيوب مملوك» درمقام بيع درصورتى كه ضد تدليس محرّم است، واجب است.
استماع اختيارىِ غيبت، حرام است مگر آنكه به قصد رد به آنچه ممكن است باشد؛ و فضيلت رد بسيار است و آن را مىفهمد كسى كه مىخواهد آبروى خودش در حال غيبت نزد اهل ايمان محفوظ باشد.
و توبه با استحلال از مغتاب، يا اعاده مطلقه جاه و عزت او نزد كسانى كه اغتياب پيش