1
خيالى در فقد محبوبِ باطل، خارج است.
و از اين بيان ظاهر مىشود امتياز صوت بلبل و جغد؛ و آنكه غنا در شبيه به اوّل است نه شبيه به دوّم؛ و آنكه در اوّل، فرقى بين سير مغنى كه عاشقانه است براى غايت سرور از وصل يا غايت حزن از هجر، نيست در تحقّق غنا و حرمت آن؛ و آنكه دوّمى منتهى در كيفيّت سير به غايت، به نهايت هيچكدام نيست و شبيه به آن نيست. و ممكن است از اين قسم باشد ترجيعات در مراثى سيّد الشهدا ـ عليهالسلام ـ و در قرائت قرآن كه ترجيع غنايى و مطرب نيست و هر كدام به نهايتى غير نهايت ديگر، بلكه ضدّ آن، منتهى مىشود، نه آنكه غنا در اينها جايز است، بلكه جايزْ غنا و مطرب نيست، و هو العالم.
حرام است حفظ كتب ضلالْ از تلف؛ پس واجب است اتلاف و محو آنها در صورتى كه فايده سائغه بر حفظ آنها مترتّب نباشد، مثل احتجاج به ثبوت نسبت آنها به اهل آن مطالب باطله و نقض اباطيل آن كتب كه متوقّف بر حفظ مطالب يا عبارات خاصّه است، از اهل احتجاج و نقض، با اطمينان و امن از وقوع در ضلال .
و مراد از ضلال، خلاف حق است از روى يقين، چه در اصول دين اسلام يا مذهب حق تشيّع يا فروع قطعيّه اهل حق كه شيعهاند باشد و مسلّم است نزد آنها ثبوت آن مسايل.
و در آن صورت كه ابقاءْ جايز يا واجب است، تمكين ضعفا، از آنها و مطالعه آنها كه ممكن است سبب ضلال آنها باشد، جايز نيست. و با شكّ در وقوع در ضلال به سبب حفظ و مطالعه، اظهر عدم جواز ابقاء كتب ضلال است، بلكه لازم است محو يا ردِّ به عالم مأمون؛ و در آن صورت كه محوْ واجب است، فرقى بين بعض كتاب يا تمام آن به قصد اضلال يا با غفلت، نيست.