1
ماهى كه در آب مرده باشد، اگر منفعت محلّله دارد مثل روغن، جايز است تكسّب به آن براى آن منفعت، و ميته بودن مانع نيست، اگر ميته صاحب خون جهنده مطلقا ممنوع باشد تكسّب به آن.
نوع چهارم از آنچه از مكاسب جايز نيست، آنچه كه محرّم است عمل آن فى نفسه .
مثل تصوير صور مجسمه صاحب روح، مثل آنچه از موم و چوب و حديد و ساير فلزات به عمل مىآيد.
اما عمل صور غير صاحب روح، مثل اشجار، پس جايز است مجسمه و منقوشه آنها.
و هم چنين تصوير صاحب روح به غير مجسم، مثل منقوش، اظهر عدم حرمت آن است اگر چه تجّنب احوط است، و حاصل مىشود احتياط به فصل بين سر و تن مثلاً اگر چه فاصل قليل باشد. و بر تقدير حرمت، مدار بر صدق تصوير و تمثيل است اگر چه به غير نقش ـ مثل تطريز يا حكّ يا تخطيط ـ باشد.
و تصوير بعض از يكى، يا كل از دو نفر، چه دفعى باشد يا تدريجى، اظهر عدم حرمت است بر احدى؛ و بعضى كه تامّ است در حالتى مثل تصوير جالس، مثل تصوير كل است. و در مشترك بين حيوان و غير، قصدْ مميّز است.
و تصوير ملك يا جنّ يا انسان غير موجود كه متخيّل مىشود براى او صورتى غير موافق با موجود از افراد او، اظهر عدم حرمت آن است. به خلاف موجود كه در وصفش