1
بلكه اظهر ممنوعيّت بيع، داير مدار حرمت منافع طاهره يا مقصوده است. و حرمت انتفاع به مطلق اعيان نجسه در غير مشروط به طهارت، قابل منع است؛ و هم چنين تكسّب به ملاحظه انتفاع محلَّل به دليل يا اصل. و در مورد حرمت تكسّب به اعيان نجسه، معاوضه فاسد است.
و مايعات متنجّسه اگر چه به سبب ملاقات با عين نجاست باشد، اظهر جواز انتفاع و تكسّب به آنها در انتفاع غير مشروط به طهارت به لحاظ آن انتفاع است. و از مايعات متنجّسه به سبب عارضى، اگر منجمد بشود، ظاهر آنها قابل تطهير است؛ و با وجود منفعت براى استعمال ظاهر كه طاهر است، تكسّب به آنها جايز است اگر چه انتفاع مستلزم انكشاف باطن و تلويث در غير مشروط به طهارت باشد. هم چنين در حال ميَعان به لحاظ قابليّت طهارت به انجماد و قابليّت انتفاع محلَّل فىالجمله. و هم چنين عجين نجس كه قابل طهارت بعد از طبخ است، جايز است تكسّب به لحاظ اكل محلّل بعد از طبخ و جفاف و تطهير.
و صابون متنجّس، در حكم، مثل مايع متنجسِ منجمد است در قابليّت ظاهر براى طهارت و امكان انتفاع محلَّل در غير مشروط به طهارت، مثل صبغ متنجّس.
و تنجّس در حال استعمال، در غير مشروط به طهارت، مانع از تكسّب به طاهر قبل از استعمال نيست.
و طحين ممزوج به اجزاى متنجّس، مانعى از تكسّب و انتفاع به آن نيست، مثل عجين متنجّس كه قابل تطهير بعد از طبخ و تجفيف و غَسل و اكل بعد از آنها است.
و ظاهر جميد، قابل تطهير است و ممكن است انتفاع به آن بعد از ميعان و تبريد و وصل به كثير و شرب بعد از آنها.
و مايعات مضافه، فىالجمله قابل تطهير به استهلاك در آب مطلق و وصل به كثير است در صورتى كه به طريقى ممكن باشد اعاده حالت سابقه و انتفاع به آن. و در اين