1
فصل پنجم
و آنها خروج كنندهها از طاعت امام عادل مىباشند .
واجب است قتال با خارجِ بر امام عادل در صورت خواستن او يا نايب خاص او به دعوت عمومى يا خصوصى . و از اين قبيل بوده قتال اميرالمؤمنين ـ عليهالسلام ـ با «ناكثين جمل» و «قاسطين شام» و «مارقين خوارج» . و تخلّف از قتال با شروط جهاد، معصيت كبيره است .
و اگر به حدّ كفايت رسيد عدد مقاتلين با امام يا نايب او، از ديگران ساقط است تكليف به قتال مگر دعوت خصوصى و تعيين امام يا نايب خاص او .
و فرار در حرب ايشان، مثل فرار در حرب مشركين است و بايد ثابت باشند تا رجوع به سوى طاعت امام نمايند يا مقتول شوند، و رجوعِ ناشى از مكر و خدعه و رفع مصحف بعد از سبق دعوت، قبول نمىشود از ايشان .
مقتول با امام عادل يا نايب خاص او، شهيد است و بدون تغسيل و تكفين بر او نماز مىخوانند و دفن مىنمايند . و ساير احكام قتال با مشركين حتى قتل ارحام، مرتّب است و قتل والد مكروه است .
اهل بغى اگر مرجع داشته كه صدور و ورود با امر آنها است، مىتوانند اهل بغى را