1
3 . و زنها و اطفال كه اسير شدهاند از جمله غنايم منقوله دار الحرب [ بوده و ] مخصوص غانمين مىباشند بعد از اخراج خمس آنها براى مستحِق آن .
هر زمينى از دار الحرب توسط مسلمين با قهر و غلبه با آلات حرب در تحت استيلاء مسلمين در آمد ، ملك عامّه مسلمين است بدون اختصاص بخصوص مقاتلين و غانمين .
و اظهر در «ارض سواد» همين است كه به سبب فتح به غلبه مسلمين بر فُرس در زمان عُمَر ، ملك عامّه اهل اسلام است ، و محدود شده است در عرض از «جبال حلوان» تا طرف «قادسيه» ، و در طول از «تخوم موصل» تا ساحل «بحر عبادان» از شرق «دجله» ، و به حسب مساحت به 32 مليون جريب و 36 مليون جريب، تحديد شده است و در زمانهاى متصدّيهاى خلافت اسلاميّه، خراجهاى مختلف براى آنها بوده است .
و از بيان حكم در روايات خاصّه راجع به ارض سواد به ملك مسلمين آنها را ، مستفاد مىشود ـ با ضميمه دليل بر اعتبار اذن امام اصل در مشروعيّت جهاد و لوازم آن كه از آن جمله ملك مسلمين غير منقول از غنايم [ را ] باشد ـ كه فتوحات اراضى سواد با اذن امام اصل وقت «امير المؤمنين» ـ عليهالسلام ـ بوده، لذا از انفال و ملك خاص امام نيست.
و اظهر در اين اراضى و امثال آنها، ملك عين است كه مستتبع ملك منافع و خراج است ؛ و از حاصل آنها چيزى اگر به دست شيعه به طريق جايز رسيد، محكوم به حليّت است ، تا قطع به خلاف براى او حاصل بشود .
نظر در اراضى مفتوح العنوه، مربوط به امام اصل است ، هرچه عمل نمايد از تقبيل