1
نايب او كه لازم الطاعه باشد ؛ و در دوّمى لازم است عمل بر كسانى كه علم به خلاف نظر او نداشته باشند ؛ و گرنه اعلام نمايند يا نحوى رفتار نمايند كه از قِبَل آنها، شكست لشكر اسلام حاصل نشود .
و هم چنين محافظهكارى بر اسلام و مسلمين و تشكيل پناهگاه و وسايل تحفظ از دشمن و اصلاح طريق مسلمين و اخلال به طريق كفّار و تفويض امور در هر ناحيه به مدبّر با كفايت و عقل و شجاعت و ديانت، با ارتباط آنها با مجامع و مراكز اسلاميّه، لازم است .
و ابتداى به قتال كفّار جايز نيست مگر بعد از دعوت ايشان به محاسن اسلام از شهادتين و اصول دين و امتناع ايشان از قبول يا از اعطاء جزيه اگر اهل جزيه بودهاند . و اگر مسلمانى قبل از دعوت ، يكى از كفّار را به قتل رسانيد، معصيت كرده و لكن ضامن نيست در غير اهل ذمّه يا اهل ذمّه بعد از اخلال به شروط .
و بايد اعلام شود يا آنكه معلوم باشد براى كفّار كه هدف مسلمانها از قتال چه چيز است . و احوط عدم اقتصار است بر اعلام رئيس آنها با امكان ساير مراتب اعلام ؛ و اگر ممكن نشد ، هر فردى به طرف خودش در اثناء مقاتله اعلام نمايد؛ و تكرار اعلام و دعوت براى تاكيد حجّت و با احتمال تجدّد رأى و رغبت به اسلام، مطلوب است .
و دعوت به مأثور در محل استفاده راجح است: «بسم اللّه. أدعوك إلى اللّه و إلى دينه. وجِماعُه أمران معرفة اللّه، والآخر العمل برضوانه، وأنّ معرفة اللّه أن يعرفه بالوحدانيّة والشرافة والعلم والقدرة والعلوّ فى كلّ شىء، و أنّه الضارّ النافع القاهر لكلّ شىء، الذى لا تدركه الأبصار وهو يدرك الأبصار وهو اللطيف الخبير، و أنّ محمّدا عبده ورسوله، وأنّ ما جاء به الحقّ من عند اللّه، وأنّ ما سواه لهو الباطل.»