1
و بعضى لازم دانستهاند فاصله يك ماه را و بعضى يك سال را و بعضى كافى دانستهاند فاصله ده روز را؛ و اين قول، خالى از قوّت نيست، اگر چه سند مستند آن ضعيف است.
و احرام عمره مفرده، از اقرب اطراف حرم است به مكّه معظّمه و الآن معروف است، و بعد از احرام، طواف و نماز آن و سعى و تقصير مىكند و همه چيز از براى او حلال مىشود مگر زن، و چون طواف نساء را كه در عمره مفرده لازم است به جا آورد، زن نيز بر او حلال مىشود.
و سنّت است كه چون خواهد از مكّه بيرون رود، غسل كند و طواف وداع به جا آورد؛ و در هر شوطى دست يا بدن به حجر الأسود و ركن يمانى برساند؛ و چون به مستجار رسد دعاهاى سابق را بخواند؛ پس به نزد حجر الأسود بيايد و شكم خود را به خانه بسايد و يك دست بر حجر الأسود بگذارد و دست ديگر به جانب خانه بگشايد و
< داخل مكّه شد و وقت ضيق باشد از حج تمتّع، مىتواند با قصد، عدول به عمره تمتّع نمايد در صورتى كه به سببى واجب نشده باشد بقاء بر عمره مفرده بر او، با احتياط در اراقه دَم، و پس از انجام و احلال، مُحرم به حج مىشود
عدم لزوم فصل بين دو عمره
و حاصل از مذكور در فروع متقدّمه، آن است كه فصل بين دو عمره لازم نيست اگر چه احوط است اگر چه به ده روز باشد بين دو احرام. و دخول مكّه با مغايرت شهر خروج و دخول بدون فصل و بدون مغايرت در ماه احرام سابق و دخول يا احلال از سابق و دخول بلكه به سى روز بين خروج دخول بلكه با خروج در آخر ماهى و دخول در اوّل ماهى ديگر، پس احوط عدم جواز است مگر با احرام براى عمره واللّه العالم. و بسيارى از احكام عمره مفرده را در كتاب حج ذكر كردهايم.