1
فصل دوّم
و در آن، دو مقصد است :
بدان كه واجب است وقوف به عرفات و آن موضعى است محدود به حدود معروفه. و مراد از وقوف، همين بودن است در آن مكان چه سواره و چه پياده چه متحرك چه ساكن، بلى اگر در مجموع زمان، خوابيده باشد يا بىهوش باشد، وقوف آن باطل است.
و واجب است بنا بر احوط، بودن در آن جا، از ما بعد زوال تا غروب شرعى كه وقت افطار و نماز مغرب است؛ پس كافى نيست حضور در آن مكان در وقت عصر مثلاً.
و واجب است در آن، نيّت به اين نحو كه: «مىباشم در عرفات از پيشين امروز تا شام در حج تمتّع حجّهالاسلام به جهت اطاعت خداوند عالم.»
و بدان كه بودن در مجموع اين زمان اگر چه واجب است الاّ آن كه ركن نيست؛ پس اگر ترك كند آن را به سبب ترك كردن بعض اجزاى آن، مثل آن كه مقدارى از ما بعد زوال وقوف نكند، حج او صحيح خواهد بود اگر چه گناهكار بوده باشد، بلى مسمّاى وقوفْ ركن است و ترك آن عمدا[1]، موجب بطلان حج تمتّع است؛ و سهوا مبطل
[1]. يعنى ترك وقوف اختيارى عرفه. و هم چنين است تعمّد ترك وقوف اضطرارى آن كه از شب عيد تا طلوع فجر است على الأحوط.