1
و اگر كسى سهوا [ طواف را ] ترك كند، لازم است اتيان به آن هر وقت كه باشد[1]؛ و اگر سعى را به جاى آورده، سعى را نيز اعاده كند[2].
و مريض اگر ممكن است او را دوش مىگيرند و طواف مىدهند[3] و الاّ نايب مىگيرند از براى او.
و بدان كه واجبات طواف، دوازده امر است، پنجِ از آن، شرط خارج؛ و هفت از آن، واجب داخل [ است ]:
شرط اوّل: «طهارت از حدث»[4]؛ پس جايز نيست طواف واجب از مُحدِث و اگر مُحدِث غفلةً طواف كند، طواف او باطل است.
و اگر در اثناى طواف، مُحدِث شود[5]، پس اگر بعد از تجاوز نصف بوده، قطع مىكند و طهارت مىگيرد و از موضع قطع، تمام كند؛ و اگر قبل از آن بوده، طواف را بعد از طهارت، از سر گيرد.
و بدان كه حكم شكّ در گرفتن طهارت بعد از حدث يا شكستن آن بعد از گرفتن، قبل از طواف و بعد از آن و در اثناى آن، حكم شكّ است در طهارت به جهت نماز
[1]. و در صورت تعذّر يا تعسّر مباشرت، استنابه مىنمايد در قضاء طواف.
[2]. على الأحوط.
[3]. اگر چه به غير دوش گرفتن باشد، با محافظت بر واجبات طواف كه خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى.
[4]. اگر چه به طهارت اضطراريّه باشد على الأقرب، بدون فرق بين ترابيّه و طهارت مستحاضه و مسلوس. و در مبطون، اختيار مىشود نيابتِ از او در طواف.
[5]. از روى سهو و غفلت، و در جريان حكم به بناء بعد از طهارت، در صورت تعمّدِ احداث، تأمّل است.