1
دليلش ظاهر نيست مگر آن كه احوط است [1].
و هرگاه محتاج شود به پوشيدن خُفّين به جهت نبودن نعلين، احوط[2] شكافتن روى آنها است.
دهم . فسوق است، و مراد از آن، دروغ گفتن است؛[3] و بعضى الحاق سباب نمودهاند؛ و بعضى مفاخرت را الحاق كردهاند؛ و بعضى مفاخرت را راجع به سباب كردهاند، چرا كه مفاخرت، اظهار فضايل است از براى خود و سلب آنها از غير، يا اثبات رذايلى است از براى غير و سلب آنها از خود؛ و شبههاى در تحريم همه مذكورات نيست.
يازدهم . جدال است و آن، گفتن «لا واللّه» يا «بلى واللّه» است، و احوط الحاق مطلق يمين است[4]. و [ جدال ] در مقام ضرورت، به جهت اثبات حق يا نفى باطل، جايز است[5]. و بدان كه اگر جدالْ صادق باشد، پس در كمتر از سه مرتبه، چيزى در آن نيست، بجز استغفار؛ و در سه مرتبه[6]، يك گوسفند است.
[1]. لكن به احتياط استحبابى.
[2]. استحبابا على الظاهر.
[3]. اظهر مقيّد بودن آن و سباب و مفاخرت است به آن كه محرّم باشند بر غير مُحرِم، و كفّارهاى بر ارتكاب اينها نيست.
[4]. اگر به لفظ جلاله نباشد، اظهر عدم الحاق است؛ و اگر به لفظ جلاله باشد، ظاهر تحقّق حرام به مجرّد آن است.
[5]. و در صورت جواز، كفّارهاى نيست على الأظهر.
[6]. پى در پى. و در حكم غير صورت تتابع با عدم تخلّل تكفير، تأمّل است در صادق