1
و احوط بلكه خالى از قوت نيست، وجوب ترك استعمال رياحين[1] و غايت احتياط[2]، ترك بوئيدن ميوههاى خوشبو است، مثل سيب و بِه و شبه آن، اگر چه خوردن آنها ضررى ندارد؛ چنانچه ظاهر بعضى اخبار، دلالت مىكند بر هر دو مطلب.
و مشهور آن است كه خلوقِ كعبه ـ و آن چيزى است كه كعبه را به آن خوشبو مىكنند ـ[3] مستثنى است از حكمِ بوى خوش، و چون مشتبه است مصداق آن، احوط امساك است[4] از آن. و نيز استثنا كردهاند بوييدن بو را در وقت گذشتن از بازار عطّاران كه در ما بين صفا و مروه واقع است، و احوط اجتناب است از آن نيز[5]. و بدان كه كفّاره طيب[6]، كشتن يك گوسفند است.
و بدان كه احوط بلكه اقوى، حرمت گرفتن دماغ است از بوى بد، بلى فرار كردن از آن به تند رفتن، ضرر ندارد.
ششم . پوشيدن چيز دوخته است[7] و چيزى كه شبيه به چيز دوخته باشد، مثل
[1]. قوّت وجوب، مورد تأمّل است.
[2]. رعايت آن لازم نيست على الأقوى.
[3]. با خصوصيّتى در ساختن آن.
[4]. در صورتى كه معلوم باشد دخول ممنوع ـ ولو بحسب الاحتياط ـ در آن و معلوم نباشد تسميه به خلوق كعبه، و الاّ اقوى عدم حرمت است للأصل.
[5]. و اقوى عدم وجوب اجتناب است با امساك بر انف.
[6]. چنانچه در صحيح «زراره» است: «فَعَلَيه دَم»، و در صحيحه ديگر او و روايت «معاوية بن عمار»، موافق نقل اجماع از «منتهى» و «تذكره» و موافق احتياط است.
[7]. اما منع از مخيط، پس به جهت نقل اجماع [ است ]؛ و چون احتمال اشاره به >