1
مطلقا يك شتر مىدانند و اين احوط است، بلكه خالى از قوّت نيست.
و اگر نگاه كند به غير اهل خود[1] و انزال او شود، احوط آن كه اگر مىتواند يك شتر و الاّ يك گاو و الاّ يك گوسفند.
و اگر نگاه به اهل خود كند[2] و انزالش شود، مشهور يك شتر است.
و اگر كسى دست بازى كند به شهوت بىانزال، پس بعضى گفتهاند كه يك گوسفند بر او لازم است؛ و با انزال، او را شترى لازم است[3].
سوّم . عقد كردن زن از براى خود يا غير كه مُحرم باشد يا مُحلّ. و هم چنين شاهد شدن بر عقد و اقامه شهادت[4] هر چند متحمّل آن شده باشد در غير حال احرام. و احوط ترك خِطبه است[5]، يعنى خواستگارى زن.
و اما رجوع به مطلّقه رجعيّه، پس بىعيب است؛ و هم چنين خريدن كنيز هر چند به جهت استمتاع باشد؛ بلى اگر مقصودْ استمتاع در حال احرام بوده باشد، احوط ترك آن است، بلكه بعضى جزم به حرمت كردهاند، چنانچه احوط ترك تحليل كنيز است و قبول تحليل آن.
و بدان كه كسى كه عقد كند زنى را در حال احرام براى مُحرمى و مُحرم دخول كرد،
[1]. به نحو محرَّم. و بدون امناء كه قيد شده است بر او چيزى نيست على الأظهر جز اثم.
[2]. از روى شهوت و گرنه چيزى بر او نيست اگر چه امناء شود. و هم چنين است حكم حمل اهل و مسّ او در تقييد به شهوت، لكن كفّاره يك گوسفند است.
[3]. و احوط قضاى حج است در آن و مانند آن در محرَّم بر غير مُحرِم.
[4]. على الأحوط.
[5]. براى خود يا غير اگر چه هر دو مُحرم باشند، و اقرب جواز است، هم چنين تحليل كنيز و قبول آن.