1
و شرط است[1] در اين دو جامه كه نماز در آنها صحيح باشد؛ پس كفايت نمىكند حرير و غير مأكول اللحم و متنجّس به نجاستى كه معفوّ نباشد؛ و هم چنين كفايت نمىكند ازارى كه بشره از آن نمايان باشد و احوط در ردا نيز ملاحظه اين شرط است.
و احوط تطهير اين دو جامه است يا تبديل آنها اگر نجس شوند در احوال احرام،[2] بلكه احوط مبادرت[3] به ازاله نجاست است از بدن نيز. و بعضى از علما[4] منع نمودهاند از حرير خالص در جامه احرامِ زن و خالى از قوّت نيست، با آنكه احوط است. بلكه بعضى تصريح فرمودهاند كه احوط آن است كه زن در جميع احوال، حرير[5] خالص نپوشد و احوط آن است كه از جنس پوست نباشد،[6] بنا بر آن كه در عرف عرب، ثوب بر آن صدق نمىكند؛ و هم چنين منسوج بوده باشد، نه مثل نمد، ماليده باشند.
چون دانستى كه حقيقت احرام، توطين نفس است بر ترك امورى كه خواهد آمد، پس ناچار است از معرفت آن امور، بلكه احوط، مراجعه آنها است پيش از نيّت احرام
[1]. على الأحوط در مجموع موانع صلات در لباس.
[2]. و اراده پوشيدن آنها اگر چه در غير ابتداى احرام باشد.
[3]. اظهر عدم وجوب تطهير بدن در احوال احرام است.
[4]. اقوى خلاف اين منع است، اگر چه احوط است.
[5]. اظهر جواز است در جميع احوالِ احرام، اگر چه احوط ترك است.
[6]. اقوى جواز احرام در ملابس غير ممنوعه در صلات است، اگر چه پوست يا غير منسوج باشد.