1
برگشتن به ميقات، برمىگردد و الاّ احرام از همان جاى خود مىبندد، مگر آن كه بعد از دخول حرم، زوال عذر شود، پس واجب است كه از حرم بيرون رود با تمكّن و الاّ از جاى خود احرام مىبندد.
و اگر فراموش كند احرام را و به خاطرش نيايد مگر بعد از اتمام جميع واجبات[1]، پس جمعى آن عمره را باطل مىدانند، و بعضى آن را صحيح مىدانند، و اين قول بعيد نيست،[2] و احوط اوّل است.
و اگر كسى عمدا ترك كند احرام را و ممكن نشود او را تدارك او از ميقات، پس اقوى فساد عمره اوست، اگر چه احوط احرام است[3] از هر مكانى كه ممكن باشد مثل ناسى، و اتيان به عمره است و قضاى آن بعد از آن؛ و اما جاهل، پس اقوى[4] صحّتِ عمره آن است.
و بدان كه شرط احرام، طهارت از حدث اصغر و اكبر نيست؛ پس جايز است احرام
و كسى كه موظّف است به خروج از حرم و احرام از خارج نه ميقات، احوط آن است كه اگر عذر او جهل به حكم بوده با عدم تقصير، به مقدار ممكن از حرم دور شود براى احرام. و در همه صور، رعايت عدم فوت حجّ، بايد بشود. و رعايت احتياط مذكور كه بُعد از حرم باشد به مقدار عدم فوت حجّ، در ساير عذرها، ترك نشود.
[1]. و هم چنين است جهل موجب عذر.
[2]. محلّ تأمّل است صحيح بودن غير حجّ.
[3]. اين احتياط ترك نشود.
[4]. يعنى با احرام از محلِّ رفعِ جهل اگر ممكن نباشد غير آن.