1
وقت موعود در مكّه يا منى. و حليّت نساء متوقّف است بر حج در آينده در واجب با طواف نساء، يا خصوص طواف نساء به نيابت از او در تطوّع است. و تخيير در ذبح در مكان محصوريّت، محتمل است، و احوط قول مشهور است. و زمان ذبح در حج روز عيد است بنا بر احوط.
2 . وحدت مبعوث در صورت سياق و تعدّد آن با هدى تحلّل، به ترتيبى است كه در مصدود گذشت، و فرقى در اين جهت بين آن و محصور نيست.
3 . چنانچه منكشف شد كه هدىِ مبعوث ذبح نشد، و يا آن كه ثمن آن صرف در خريدن و ذبح نمودن نشد، تحلّلِ سابقْ باطل نمىشود و بر او است در سال آينده بعث نمايد؛ و از حين بعثْ امساك از منافيات احرام مىنمايد و بر او چيزى نيست از ارتكاب منافيات قبل از انكشاف، بلكه بعد از انكشاف و قبل از بعث ايضا بنا بر اظهر، اگر چه احتياط خوب است خصوصا در امساك بعد از انكشاف. اما امساك نساء، پس زايل نمىشود لزوم آن مگر آن كه در سال آينده به مباشرت يا استنابه، طواف نساء را انجام دهد بنا بر اظهر و احوط.
4 . اگر محصور، بعثِ هدى كرد [ و ] پس از آن، عارضْ زايل شد قبل از تحلّل، ملحق به اصحاب خود مىشود در عمره مفرده مطلقا؛ و در حج، در صورت عدم فوت آن، پس اگر ادراك احد الموقفين به نحو متقدّم نمود، حج او صحيح است. و اگر فوت شد حج، متحلّل به عمره مفرده مىشود در صورت عدم تحلّل به ذبح مبعوث قبل از فوت حج بنا بر احوط؛ و هم چنين در عمره تمتّع. و وجوب حج در آينده، تابع استقرار وجوب است؛ پس در غير واجب، مستحب است قضاى حج در سال آينده؛ و هم چنين عمره، و در قضاى آن مضىّ شهر يا ده روز لازم نيست بنا بر اظهر.