1
عمره آنها است؛
و به اينكه مفرد و قارن مىتوانند در حال اختيار، تقديم نمايند طواف و سعى حج را بر وقوفها بنا بر مشهور بر وجه مقدّم؛ و متمتّع نمىتواند تقديم نمايد، چنانچه گذشت؛
و به اينكه براى مفرد و قارن، تأخير دو طواف و سعى بين آنها را از يوم نحر و نفرْ و اتيان به آنها در تمام ذىالحجّه جايز است، و در متمتّع دو قول است در تحريم و كراهت؛
و [ به اينكه ] جايز است براى مفرد و قارن، طواف ندبى بعد از دخول مكّه؛ و براى متمتّع بعد از احرام حج، دو قول است؛
و به اينكه عقد احرام براى متمتّع، منعقد نمىشود بدون تلبيه؛ و در غير او، منعقد مىشود به هر يك از اشعار و تقليد؛ پس اگر به يكى از اينها يا به تلبيه، عقد احرام نمود و سوق هدى نمود، قارن است، و گرنه مفرد است.
و به اينكه هدى بر متمتّع واجب است، و در غير [ آن ]، واجب نيست حتى اينكه هدىِ قران، واجب بالاصل نيست و به اشعار يا تقليد متعيّن مىشود براى ذبح. و در قران، معتبراست سياق و جايز نيست ابدال، و اكل و قسمت در آن واجب نيست؛ و اگر گم شد، مجزى است از قارن، و اين امور در [ هدى ] تمتّع نيست؛
و به اينكه عدول به تمتّع جايز است و از تمتّع اختيارا جايز نيست، به خلاف افراد كه عدول از آن مىشود و به آن نمىشود، و در قران، مطلقِ دو قسم عدول نيست.
وفرق است بين قران و افراد در عقد احرام و در هدى و در عدول، و بين دو نوع از عمره در موضع احرام و در موضع قطع تلبيه و در طواف نساء. و تفصيل مذكورات در فروق با بيان مختار، در محل انسب به هر كدام از آنها مذكور مىشود ان شاء اللّه تعالى.
اگر اهل مكّه دور شدند از اهل خودشان و اختيار حجّهالاسلام نمودند و بر ميقاتى عبور نمودند، احرام از همان ميقات مىنمايند به نحو وجوب. و در جواز تمتّع در اين صورت