1
و در صورت فوت حج از مُحرم به حج افرادى در همان سال، پس حكم انقلابِ حج به عمره، يا قلب آن، يا بطلان، استفاده مىشود از آنچه ذكر خواهد شد ان شاء اللّه تعالى.
و احرام اهل مكّه، از مكّه براى حج و از ادنى الحل براى عمره است.
اظهر در افتراق قران از افراد، امتياز آن به سوق هدى است؛ و اينكه احرام حج قران، حاصل مىشود به هر كدام از تلبيه و اشعار و تقليد، و منحصر به تلبيه ـ مثل دو قسم ديگر از احرام حج ـ نيست.
اگر تلبيه كرد در محل احرام، مستحب است اشعار يا تقليد؛ و دور نيست استحباب تلبيه بعد از احرام با اشعار يا تقليد؛ و اظهر عدم وجوب زايدِ بر آنچه با آن، احرام منعقد مىشود است.
و كيفيّت «اشعار»، اين است كه بعد از بستن پاى شتر، آن را بخواباند بر پاها در حالى كه رو به قبله خوابيده باشد، و بشكافد كوهان آن را با آهنى از طرف راست آن و آن طرف را آلوده به خونش نمايد. و در صورت كثرت شترها، داخل شود بين دو عدد از آنها و از طرف راست اوّلى و چپ دوّمى بشكافد بنا بر احوط در ترتيب مذكور.
و «تقليد» اين است كه آويخته نمايد نعلى را كه تازه نباشد و در آن نماز خوانده باشد، به گردن شتر؛ و اين تقليد مختصّ به گاو و گوسفند است كه در آنها اشعار نيست، و مشترك بين آنها و شتر است.
جايز است براى مفرد و قارن، به جا آوردن طواف مندوب قبل از وقوفها؛ بلكه جايز