1
عمره مفرده ندارد، پس در وجوب يا استحباب از هم مفترق مىشوند.
و عمره مفرده در صورت وجوب آن بعد از حج افرادىِ واجب، موقّت به ماههاى حج نيست، و اين مستلزم صحّت است در غير اشهر حج، و ملازم عدم وجوبِ مبادرت به آن نيست.
اگر احرام عمره را در غير محل به جا آورد، پس از آن رفت به محل احرام عمره، بايد استيناف احرام نمايد.
و افراد و قران، فريضه كسانى است كه از اهل مكّه باشند و كسانى كه بين ايشان و مكّه كمتر از مسافت فرض تمتّع كه «12 ميل» از هر طرف يا «48 ميل» باشد، بر حسب دو قولى كه مختار از آنها در محلش مذكور است.
در جواز عدول از حج افراد به عمره تمتّع، براى كسى كه هر دو يعنى حج افراد و عمره مفرده بر او واجب شده باشد، در حال اختيار، تأمّل است. و هم چنين تحقّقِ اضطرارِ مسوِّغِ عدولِ مذكور، مورد تأمّل است.
و احوط عدم تقديم عمره مفرده بر حج افرادى است در حال اختيار.
و هم چنين در جواز تمتّع براى غير نائى كه موظّف به تمتّع در حجّهالاسلام نيست، و در عدول از حج افراد كه موظّف به آن است به تمتّع، تأمّل است. و هم چنين در لزوم هدى بر او بر تقدير تمتّع جايز. و در محل خودش مذكور مىشود ان شاء اللّه تعالى.
و در حج افراد، لازم است نيّت به نحو مذكور در حج تمتّع؛ و لازم است وقوع آن تماما در ماههاى حج، و اينكه عقد احرام از ميقات خودش كه بر آن عبور مىنمايد در صورتى كه اقربيّت ميقات نمايد يا از منزل اهل خودش اگر اقرب از ميقات باشد. و در ملاحظه اقربيّت به مكّه يا عرفات، تأمّل است و در محلش مذكور مىشود ان شاء اللّه تعالى.