1
تعيّن استيجار به سال اوّل، اجرت را اعاده مىنمايد بنا بر آنكه فريضهْ دوّمى است و بر مستأجر است استيجار براى حج ـ در صورت عدم ايقاع نايب اوّل حج صحيح را ـ در سال آتى به نيابت. و در صورت اطلاق استيجار، اعاده اجرت نمىشود. و در هر دو تقدير، ذمّه منوبٌعنه تفريغ مىشود با اعاده نايب، حج را به نحو صحيح.
اگر استيجارِ حجْ مطلق بود و قرينه [ اى ] بر اراده تعجيل يا تأجيل نبود، اظهر عدم وجوب اداى در اوّل سال امكان است بر اجير، و [ نيز اظهر ]عدم تسلّط مستأجر بر فسخ در صورت اهمال است، مثل ساير اجارههاى مطلقه بر اعمال. و لازم استفاده تعجيل از اطلاق، تسلّط مستأجر بر فسخ است در صورت مسامحه اجير.
و اگر حج، واجب مضيّق باشد، تأجيل يا اطلاق در استيجار با تمكّن از استيجار با قيد تعجيل، جايز نيست.
و اگر مشروط به سال اوّلِ امكان بود و تخلّف نمود، خيار فسخ براى مستأجر ثابت است، مثل تعجيل واجب به نفس اشتراط بدون سبق وجوب آن بر مستأجر. و چون تعجيل با اطلاق لازم نمىشود، دو اجاره مطلقه با هم يا متّصلِ به هم از يك اجير بلامانع است؛ و هم چنين [ است ] اگر دوّمى يا اوّلى مشروط به تعجيل باشد و آن ديگر مطلق باشد. و هم چنين اگر [ هر دو ] مؤجّل به دو سالِ متغاير باشند يا متّحد باشند در سال، بدون اشتراط مباشرت در يكى از آنها.
در حج واجب، يك نفر در يك سال، از دو نفر نايب نمىشود و چنين حجى باطل واقع مىشود. و در حج مندوب، تشريك در منوبٌعنه مانعى ندارد، مثل تشريك در اهداى ثواب و تشريك در استيجار يك نفر براى حج از دو نفر. و اگر استيجار براى حج مندوب از شخصى در سالى شد، از جانب ديگرى به استيجار يا غير، نيابت