1
كسى كه استكمال شروط وجوب حج نكرده، مىتواند نايب بشود با موافقت در ذكوريّت و انوثيّت با منوبٌعنه، و با مخالفت اگر چه مخالفت فىالجمله موجب كراهت است؛ و با صَروره بودن و عدم آن، با موافقت در صروره بودن يا مخالفت، يعنى نيابت صروره.
و مخالفت نايب با منوبٌعنه در ذكوريّت، فىالجمله موجب مرجوحيت است و گاهى اجتماع مىنمايند، و فاقدِ هر دو جهت، فاقد مرجوحيّت است؛ و گاهى مثل فقاهت و كمال، رافع مرجوحيّت بلكه موجب راجحيّت مىشود. و هم چنين ساير مقارنات مختلفه با موجبات مذكوره ملاحظه مىشود، و همه در اصل صحّت و اجزاء مشترك هستند.
[ 1 . ] نايبِ در حج به سبب استيجار يا غير آن، اگر وفات كرد قبل از اتمام حج، پس اگر بعد از احرام و دخول حرم وفات نموده باشد، مجزى است از منوبٌعنه؛ و اگر قبل از آن وفات نمايد، مثل حج از نفس، مجزى نيست، چنانچه گذشت.
و در صورت استيجار، استردادِ آنچه فائت شده است به سبب موت ـ يعنى مقابل آن از اجرت در اجاره ـ نمىشود اگر تصريح به استرداد و يا لازم آن نشده باشد؛ بلكه بر حسب معلومِ از داعىِ استيجار، برائت ذمّه منوبٌعنه مقصود باشد اگر چه محقِّق آن در نظر متعاملين، كاملِ آن بوده است.
و اگر موتِ واقعِ قبل از عمل، در اثناى طريق باشد، پس با تقيّد عمل به سير از طريق خاص، به نحوى كه در حكمِ جزءِ مورد اجاره باشد، توزيع مسمّى بر مسافت محدوده به موت و استرداد آنچه مقابل فائت است در ذهاب و اياب، خالى از وجه نيست.
و اگر سير خاص، قيد عمل مستأجَر نباشد، پس اگر مقدارى از عمل [ را ] ـ مثل احرام بنا بر آنچه مذكور شد از عدم اكتفاى به آن در اجزاى ـ به جا آورده باشد، توزيع