1
[ 1 . ] شرط است در صحّت عمل نايب ـ به نحوى كه استنابه او جايز و مبرىء ذمّه باشد ـ «اسلام نايب»؛ بلكه استنابه مخالف و غير اثنى عشرى، جايز نيست اگر چه فرضا در فتاوى، حجْ موافق باشد با اعتبار ايمان به معناى اخص در صحّت عبادات نزد مؤمن مستنيب.
و در صحّت نيابت مسلم از كافر و اكتفاى به احتمال حصول تخفيف عذاب براى او، تأمّل است. و بر تقدير مشروعيّت، اختصاص به كافرِ ميّت ندارد به بعضى از مبانى. و بر تقدير عدم صحّت نيابت از كافر، از ناصبى هم نيابتِ مُسلم، صحيح نيست، زيرا محكوم به كفر است. و در غير ناصبى از فرق مخالفين، صحّت نيابت مؤمن از آنها، محل تأمّل است، اگر چه احتمال صحّت در اين فرض، اقرب از احتمال آن است در كفّار.
[ 2 . ] نيابت مجنون در حال جنونش و طفل غير مميّز، صحيح نيست. و در نيابت مميِّز خلاف است، صحّت، خالى از رجحان نيست بنا بر شرعيّت عبادات صبىّ مميّز. و هم چنين استنابه با شروط آن.
[ 3 . ] معتبر است در نيابت، قصد آن و تعيين منوبٌ عنه با [ فرض ]تعدّد. و در صورت اتّحاد، كافى است قصد نيابت واجبه مثلاً. و نيابت مملوك با اذن مالك صحيح است.