1
است سرمه و دوا به چشم كشيدن و به گوش دوا ريختن.
سوّم: جماع كردن و آن مفسد روزه [ است ] چنانچه موجب قضا و كفّاره است نيز مطلقا، چه در قُبُل و چه در دُبُر چه در فاعل و چه در مفعول، هر چند مَرد باشد،[1] چه انزال شود و چه انزال نشود و همچنين در فرْج حيوانات علىالاحوط. و اگر محتلم شود در روز روزه، مفسد روزه نيست.
چهارم: كذب بر خدا و رسول و ائمه ـ عليهمالسلام ـ. و در كذب بر ساير انبيا و اوصيا و صديقه طاهره ـ عليهمالسلام ـ احتياط ترك نشود[2] ولكن [ كذب ] در وقتى مبطل است كه بداند كذب است و نسبت او را بدهد به يكى از ايشان؛ و اگر شك داشته [ باشد ] خالى از اشكال نيست و اقوى اين است كه مبطل است.[3]
<->شرب است، الحاق آن به تناولات، خالى از وجه نيست؛ و همچنين آنچه ايصال به معده است و به جاى متناوَل از طريق حلق است و فارق، مجرد طريق است، پس احتياط در اجتناب است، بلكه خالى از وجه نيست الحاق به معلوم؛ و در غير اين دو صورت، اظهر جواز است، و از مشكوك الحال در اين كه از دو قسم هست يا نه، اجتناب لازم نيست.
[1] . چه كبير باشد چه صغير علىالاحوط در بعض اقسام از صغير و صغيره كه مفعول باشد يا فاعل. و همچنين ادخال فرج بهيمه، يا در فرج آن، يا فرج ميّت، يا در فرج آن.
[2] . بلكه الحاق متّجه است، و احوط، تعميمِ به كذب در امور دنيا است، اگر چه اظهر اختصاص مفطِر به امور دين است، و لازم است در اِخبار، دلالت معتبره نه لفظ؛ پس با اشاره و نحو آن، كذبِ مبطل، محقّق مىشود.
[3] . اقوائيّت ابطال، ممنوع است، زيرا مشتمل بر اتيان به محتمل الكذب عليهم، و<->