1
كافر، واجب است بر او حج با استطاعت مطلقه و صحيح واقع نمىشود از او مگر با اسلام، مثل ساير عبادات واجبه. و اگر استطاعتْ زايل شد، مكلّف است با قدرت بر حج و صحيح نمىشود مگر با اسلام.
و لكن اگر اسلام اختيار كرد، پس اگر در حال اسلام تا زمان وقت سير براى حج، استطاعت او باقى بود، واجب است اداى حج؛ و گرنه واجب نيست اگر چه در سالهاى قبل مستطيع بوده. و اگر وفات كرد، قضا نمىشود مطلقاً مگر با ترك حج در زمان اسلام و استطاعت؛ مثل آنكه قضاى واجبات موقّته بر او واجب است و با اسلام ساقط مىشود و بعد از موت از او قضا نمىكنند مگر فائت در زمان اسلام را.
و اگر كافر، مُحرِم شد پس از آن مسلمان شد، بايد اعاده نمايد احرام را از ميقات؛ و اگر نتوانست عود به ميقات نمايد، از مكان خودش احرام مىنمايد.
و اگر احرام حج او در حال كفر بود، مفيد نيست ادراك اختيارى مشعر مگر با احرام مستأنف در حال اسلام با عود به عرفات و احرام از آنجا.
و با عدم امكان عود، احرام از مشعر مىنمايد قبل از وقوف در آنجا بنا بر آنچه مذكور مىشود؛ و حال او حال مُسلمى است كه تا آن وقتْ انجام عملى نكرده، پس از آن عود مىنمايد و هر چه ممكن است انجام مىدهدْ يا با عدم امكان عود، آنچه ممكن باشد و صحيح باشد حج با آن از غير متمكّن، انجام مىدهد، پس از آن در حج قران و افراد، عمره را به جا مىآورد.
و در حج تمتّع اگر به جا آورده باشد عمره را در حال كفر، پس در موظّف بودن به عدول از تمتّع و اتيان به عمره مفرده بعد از حج، تأمّل است.
اگر مستطيعْ حج به جا آورد پس از آن مرتد شد پس ازآن توبه نمود، اعاده حج لازم نيست. اگر استطاعتْ در حال ارتداد حادث شد به نحوى كه تكليف به حجّهالاسلام محقّق