1
و بذليّه، بلكه به مثل سؤال از مردم، يا آنكه وفاى نذر حج و عمره بوده، و واجب شده بود به مجرّد استطاعت عقليّه، يا آنكه نايب از غير شده و آن را به جا آورده اگر چه به سبب نيابتْ استطاعت ماليّه پيدا نمايد، اين عمل مجزى از حجّهالاسلام نيست.
و در صورت اخيره با بقاى استطاعت تا وقت حج از سالهاى بعدى و در سابق بر آن در تقدير تحقّق استطاعت شرعيّه به يكى از دو نحو سابق، بايد به جا بياورد در سالهاى بعد.
از جمله شروط استطاعت شرعيّه و وجوب حج، اينكه «واجد مؤونه عيالِ خودش تا وقت رجوع باشد» ازيد از آنچه لازم است براى خودش در سفر حج.
و در عيال غير واجب النفقه، و مصارف لازمه براى حفظ شأن به سبب اين سفر، رعايت عسر و حرج در وجود يا فقدان آنها احوط است؛ پس نه هرچه واجب شرعى نيست، ملاحظه ننمايد در وجوب، و نه هر چه عرفيّت دارد، ملاحظه بنمايد در استطاعت. و در اين حكم، استطاعت بذليّه مثل شرعيّه است مگر با عدم تمكّن حتى در حضر و عدم تفويتِ واجبى به سبب حج بذلى.
و بعد از تحقّق استطاعت، لازم است مباشرت حج و عمره با تمكّن؛ پس اگر نايب فرستاد، مجزى از منوبٌعنه نيست، چه آنكه حجِ نايبْ قبل از استطاعت منوبٌعنه باشد، يا بعد از آن بر تقدير صحّت حج نايب. و هم چنين اگر قبل از استطاعت با سؤال و نحو آن، حج نمود، مجزى از حجِّ واجب بعد از استطاعت نخواهد بود.
واجب نيست بر كبير از اولاد، بذل مال خودش به والد براى حج؛ و واجب نيست بر والدْ قبول هبه از ولد در مالى كه با آن مستطيع مىشود.