1
وجوب و استطاعت محقّق مىشود، خواه بذلْ واجب باشد به سبب نذر و شبه آن يا نه؛ و خواه بذلِ عين زاد و راحله نمايد، يا ثمن آنها را، و [ خواه ]تمليك نمايد با شرط آن يا نه، بلكه صدق بذل كافى است.
و فرقى نيست بين بذل قدر كافى براى حج و عمره و نفقه زمان ذهاب و اياب براى عيال مبذولٌ له، و بين بذل قدرى كه تكميل نمايد قدر كفايت را براى مذكور. و هم چنين [ فرقى نيست بين ] بذل يكى يا جماعتى اين مقدار را، [ يا آنكه ] باذلْ قريب باشد يا اجنبى.
و دَين، مانع از استطاعت بذليّه و وجوب حج و عمره نيست، مگر آنكه مسافرتِ حج، مفوِّت ادا باشد و باذل مقدارى را كه سفرْ مفوّت است بذل ننمايد.
و هم چنين اگر بذل به صورت هبه مشروطه به صرف در حج و عمره باشد، با قبول آن، وجوب و استطاعت بذليّه محقّق مىشود، و لازم نيست قبول آن.
و هم چنين اگر هبه مشروط نبود و لكن موهوبْ كافىِ براى استطاعت بود و قبول كرد، استطاعت ماليّه پيدا مىكند نه بذليّه.
و هم چنين [ استطاعت ماليّه پيدا مىكند ] اگر بذل به صورت معامله باشد كه جواز تصرّف، موقوف به تملّك منوط به قبول است بوده باشد، يعنى مثل هبه است بيع محاباتى.
و اظهر عدم فرق بين بذل غير واجب يا واجب به نذر و شبه آن است.
و هم چنين است اگر متولّىِ وقف، بذل نمايد از منافع وقف كه براى بذل در حج و