1
براى حجِ استطاعتى، بيع نمىشود آنچه را كه مورد ضرورت شخصيّه يا شأنيّه او است از ثياب و مسكن و خادم و فرس ركوب و حُلىّ.
و اگر يكى از اينها به حسب قيمت ترقى كرد و استبدالِ به كافى براى شخص و شأن، ممكن و موثوقٌبه بود، اظهر لزوم استبدال است اگر حرجى يا ضررى نباشد.
و اگر بعضى از اين لوازم را ندارد و ثمن آن را دارد، واجب نيست صرف ثمن در حج؛ بلكه اگر صرف كرد، مجزى از حجّهالاسلام نيست، مثل بيع عين محتاجٌاليها.
و لازمِ از زاد ـ كه معتبر است در حج استطاعتى ـ مقدار كفايت از مأكول و مشروب است براى ذهاب و عود به مقصد به نحوى كه به واسطه حج ناچار به تبديل محل اقامت و مسكن نشود.
و بايد حمل لوازمِ محتاجٌاليها نمايد؛ و اگر اطمينان به حصول آنها در منازل دارد، اكتفاى به همانها و معامله آنها در وقت حاجت مىنمايد.
و لازمِ از راحله ـ كه تمكّن از آن معتبر است در استطاعت ـ مركوبِ مثل او است در قوّت و ضعف و شأن، به نحوى كه ركوب آن در طول طريق يا در بعض آن، موجب خوارى نباشد؛ و گرنه پس عسر و حرج، رافع وجوب و مانع از استطاعت و اجزاى از حجّهالاسلام است.
و هم چنين [ است ] در محمل و لوازم مركوب با احتمال احتياج اگر چه فصلى و در بعض طريق باشد؛ و قدرت بر آن لازم نيست بنا بر اظهر با اطمينان به عدم حاجت تا عود به مقصد.
و عجز، مانع از استطاعت نيست با حفظ شأن در آنچه مقدور است؛ پس اگر محملْ لازم بود و شريك براى شِقّ ديگر پيدا نشد و ممكن نشد ركوب بدون محمل و بدون شريك، وجوب و استطاعت نيست.