1
و مائتِ حين الفتح، مال امام است. و اگر مائتِ قبل الفتح، بعد از نزول آيه انفال بود، بعد معمور شد به احياى كفّار تا حين الفتح، در مالكيّت مسلمين يا امام، تأمّل است؛ و مبنى بر تملّكِ معمور كفّار و عموم اذن در تملّك به احيا براى كفّار است كه در اين صورت به فتح يا بقاى معموريّت، مال مسلمين مىشود، مثل ساير معمورات و مملكات كفّار؛ و گرنه باقى است در ملك امام، مثل ساير مغصوبات از مسلمين.
و مملوك از موات به غيرِ احيا، اگر معلوم بود مالك محترم آن، باقى است بر ملكيّت و از انفال نيست مگر مائت بىمالك.
و هم چنين از انفال است ساحل دريا و شطوط [ و ]انهار عظيمه اگر از مواتِ بلامالك باشند.
و زمين مفتوح العنوه اگر بعد خراب شد و مائت گرديد، در ملك مسلمين باقى است و از انفال نمىشود.
و در زمينى كه معمور است لكن مالك معلوم ندارد، [ در اينكه ] از انفال است يا از مباحات اصليّه است، تأمّل است، اگر چه اوّل اظهر است.
و از انفال مىباشد رؤوس كوهها و بطون واديها و نيزارها و بيشهها و آنچه مثل آنها باشد در صورت عدم امكان انتفاع بدون تعمير و اصلاحِ زايد بر تعميراتِ هر ساله معموره و با موات بودن عرفاً؛ و آنچه در اين زمينها باشد از اشجار و نباتات و معادن ـ مثل خود زمين ـ مال امام است؛ و در غير اين صورت، تأمّل است؛ اگر چه اظهر اين است كه اينها قسيم موات هستند و در ملك غير ـ چه شخص باشد چه نوع مسلمين ـ هر كجا باشند از انفال مختصّه به امام مىباشند.
اختصاصات پادشاهان اهل حرب، بعد از فتح، مخصوص به پيغمبر و ائمه ـ عليهمالسلام ـ است و مربوط به ساير مسلمين نيست، چه از زمينهاى ايشان است يا از برگزيدههاى اموال ايشان باشد، در صورتى كه به غصب از مسلمانى يا از معاهدى نگرفته باشند.