1
را دارد؛ و اگر در سال، تكميل آنها از ربح همان سال شد براى استفاده همان سال يا بعد از آن به نحوى كه گذشت، خمس ندارد، مگر ربح حاصل از به كار بردن آنها.
و هم چنين اگر از اعمالى ـ مثلاً اموالى ـ استفاده كرد و خواست آنها را سرمايه قرار دهد و تبديل كسب نمايد و از مقاصد عقلائيّه او اشتغال در همان سال به كسب خاص بود، يعنى مورد حاجت و مناسب شأن او بود، در سرمايه، خمس نيست و در ربح حاصل از تكسّب با آن، خمس است.
و اگر براى سال آينده، محتاج باشد كه سرمايه را از ربح سال قبل بردارد، احوط وجوب خمس است و براى رفع حاجت خود، از اهل خمس قرض نمايد كه به تدريج بپردازد.
16 . در تكسّب و تجارت و نحو اينها، مبدء سال، اوّلِ شروع در كسب است؛ و در مثل هبه و فوايد اتفاقيّه، زمان حصول آنها است؛ و در مثل زراعت و گوسفنددارى كه زمان عمل و تملّك با زمان استفاده فاصله دارد، اظهر اين است كه مبدء، زمان ظهور فايده است؛ پس در همه، مبدء، حصول فايده است كه موجب تكليف به خمس بعد از مؤونه است، و مصاديق آن اختلاف زمانى دارند در امثله مذكوره و غير اينها.
و ممكن است تغيير مبدء اختياراً در صورت استمرار استفاده به مثل كسب مستمر، به اينكه خمس فايده موجوده را بدهد و از آن زمان تا يك سال، حساب ديگرى نمايد.
17 . اگر خريد چيزى را كه در معاملهاش ربحى بود و فروشنده خيار داشت، اظهر وجوب خمس است مشروط به عدم تعقّب به فسخ؛ و هم چنين در هبه [ اى ]كه جايز است رجوع در آن، و بعد از مضىِّ زمان خيار و انتفاى امكان رجوع، فعليّت پيدا