1
و بترسد بر ضرر رسيدن به طفل[1] به سبب روزه گرفتن؛ و فرقى نيست در ميان آن كه بترسد بر تشنگى، يا گرسنگى طفل، يا ضرر هر يك.
و تصدّق نمايد زن از مال خود در عوض هر روزى، به مدّى از طعام و قضا نمايد بعد از زوال عذر.
س . در مُرضعه، ميان مادر و مستأجره و متبرّعه، در تعلّق صدقه، فرق هست يا نه؟
ج . فرق نيست و همچنين فرق نيست در طفل، ميان ولد نسبى و رضاعى و حلال زاده و حرام زاده.
س . هر گاه ممكن باشد بدل از براى مرضعه، يا رفع ضرر از طفل، روزه را مىتواند بخورد يا نه؟
ج . نمىتواند و لازم است تصدّق از مال مرضعه.[2]
س . اگر جماعت مذكوره كه بايد افطار نمايند، روزه را بگيرند، روزه ايشان باطل است يا نه؟
ج . بلى باطل [ است ] و مسقِطِ قضا نيست[3] در جايى كه داشته باشد.
س . زمان امساك نمودن يوم روزه، از چه وقت است؟
[1] . يا بر نفس شيردهنده از روزه با شير دادن كه ضررى بر يكى از شير خوار يا شيردهنده وارد شود، و احوط قصر حكمِ به جواز افطار يا وجوب آن است، بر صورت تعذّر، يا تعسّر تهيه كردن شيردهنده ديگرى يا تضرّر مالى از آن به حدّى كه لازم نيست وقوع در آن.
[2] . يعنى نه از مال زوج يا پدر طفل.
[3] . گذشت تأمّل در بطلان و قضا در صورت صوم به رجاى عدم ضرر با انكشاف عدم آن در واقع؛ لكن محلّ تأمّل، صورت عدم حرمت اضرار بر نفس يا ولد است بدون علم و ظنّ، و همچنين است حال در خوف مرض، واللّه العالم.