1
به حسب وزن، چهار مدّ است.
و در قيمت، رعايت وقت ادا در مكان ادا مىشود و تقديرى در شرع براى آن نيست.
وقت وجوب زكات فطره، ابتداى آن، «هلال عيد» است كه ادراك ما قبل هلال به نحو استمرار با شروط سابقه، سبب وجوب است.
و احوط تأخير اخراج است از فجر روز عيد يعنى تقديم نشود بر فجر عيد، چه در شبِ عيد باشد، چه در تمام ماه رمضان، مگر به نحو قرض كه بعد از فجرِ عيد احتساب نمايد با بقاى شروط در دهنده و گيرنده.
و اما آخر وقت آن، پس احوط براى كسى كه نماز عيد مىخواند، تقديم آن است بر نماز عيد؛ و براى غير [ آن شخص ]، موسّع است تا زوال؛ و بعد از زوال، نيّتِ وظيفه فعليّه نمايد، نه خصوص زكات فطره.
و جايز است تأخير براى عذرى، مثل نبودنِ مستحقّ؛ و [ نيز تأخير جايز است ]در صورت عزل آن، بلكه عزل براى قصدِ تأخير احوط است؛ و با عزل، لزومى بودن و ضرورى بودن آن، لازم نيست.
و «عزل» تعيين زكات است در مال مخصوص با نيّت قربت به عنوان زكات فطره در وقت مخصوص؛ و حالِ آن بعد از عزل در وقت ادا، حال ساير امانات است؛ پس با تفريط، ضامن است.
و اگر تأخير [ در ] دفع كرد با وجود مستحقّ، پس تأخيرِ غير جايز، موجب ضمان است؛ و تأخيرِ جايز هم بنا بر احوط، موجب ضمان است در صورت تلف.
و نقل از بلد با عدم مستحقّ در بلد، در آن ضمان به تلف بدون تعدّى ديگرى، نيست؛ و با وجود مستحقّ در صورت جواز و عدم تأخير از وقتِ ادا، احوط ضمان