1
س . صاحبان اعذار مثل مريض و مسافر و غيره، اگر روزه بگيرند، جايز است از ايشان يا نه؟
ج . مجزى نيست و واجب است قضا[1] بر ايشان، مگر مسافرى كه جاهل به حكم باشد؛ پس مجزى است روزه او، به خلاف ناسى. و اگر متذكّر شود جاهل يا ناسى در اثناى روزه به مسأله، واجب است افطار نمودن. و جاهل، در حكمِ عالم است اگر عالم باشد به حكم اجمالاً.
س . حايض و نفساء هر گاه حاصل شود عذر ايشان در جزئى از روز، بايد افطار كند يا نه؟
ج . بلى افطار كند هر چند قليلى پيش از غروب باشد يا منقطع شود لمحهاى بعد از طلوع فجر.
س . هر گاه طفل در اثناى روز، بالغ شود و كافر، مسلِم شود، تمام كردن روزه بر ايشان واجب است، يا نه؟
ج . واجب نيست ولكن مستحب است بر طفل، تمام نمودن اگر افطار نكرده باشد و بالغ شود به غير مبطل، بلكه احوط در آن، عدم ترك است مطلقا[2] و بر كافر اگر پيش از ظهر، مسلِم شود و افطار ننموده باشد و همچنين حال ديوانه و بيهوش اگر زايل شود ديوانگى و بيهوشى از ايشان در اثناى روز.
س . هر گاه مسافر، پيش از ظهر حاضر شود و مريض حالش بِه شود، روزه گرفتن بر ايشان واجب است يا نه؟
[1] . گذشت تأمّل در قضاى خائف ضرر اگر به رجاى عدم، روزه بگيرد.
[2] . در صورت رفع نقص در «صبّى» و «مجنون» و «بيهوش» قبل از زوال و افطار، احتياط مذكور ترك نشود.