1
شكننده وضو هست، لكن موجب غسلِ فقط است و به آن غسل، نماز و نحو آن را به عمل مىآورد بدون وضو.
و امّا در هر يك از استحاضه كثيره و متوسّطه و حيض و نفاس و مسّ ميّت اگر چه لازم است غسل ولكن به غسل تنهايى، نماز نمىتواند بكند، بلكه وضو نيز از براى نماز بگيرد وجوباً در غير مسّ ميّت، و احتياطاً در آن.
س . آيا واجب است تقديم وضو بر اغسال مزبوره، يا آن كه مخيَّر است در تقديم و تأخير؟
ج . وجوبش معلوم نيست، اگر چه احوط است.
س . آيا مدار در حصول هر يك از نواقض مذكوره، بر علم است يا بر ظنّ؟
ج . مدار بر علم است، لكن بهتر در صورت ظنّ بلكه در شك، باطل كردن وضو و اعاده كردن آن است.
س . حقيقت وضو را تفصيلا بيان فرماييد؟
ج . حقيقت وضو شستن رو و دستها و مسح سر و مسح پاها است.
امّا روى، پس واجب است شستن آن به حسب طول، از اوّل رستنگاهِ موى سر تا به آخر «زنخ»؛ و به حسب عرض، آن قدرى است كه فراگيرد اثر انگشت بزرگ و انگشت ميانى [ را ]؛ و هر چه داخل در اين حدود باشد، شستن آن لازم است؛ و آنچه بيرون باشد، واجب نيست، خواه از دو طرف شقيقه[1] باشد يا از «عذار» كه آن آخر شقيقه است؛ بلى لازم است داخل نمودن قدرى از خارج حدود را تا يقين به شستن
[1] . يعنى طرفى كه متّصل به گوش است و محاذى عذار است نه طرفى كه متّصل به چشم است.