1
ج . محكوم به نجاست است؛ و فرقى نيست در اشتباه حال بلل؛ آن كه اختبار نمايد و تشخيص ندهد، يا آن كه متمكّن از اختبار آن به واسطه تاريكى يا غير آن نشود.
س . آيا استبرا ساقط است در حق كسى كه به سبب زياد حركت نمودن و طول زمان، قاطع شود كه در مجارى بول چيزى باقى نمانده است، يا نه؟
ج . سقوط آن بعيد نيست.
س . كسى كه حشفه او را بريده باشند، يا آن كه تمام ذكَر او را بريده باشند، استبرا از آن ساقط است يا نه؛ و بر فرض عدم سقوط، به چه نحو بايد استبرا نمايد؛ و آيا شرط است در استبرا، مباشرتِ خود شخص يا نه، بلكه به فعل غيرى نيز حاصل مىشود؟
ج . استبرا ساقط نيست از كسى كه حشفه يا تمام ذكَرش را بريده باشند، پس احكام استبرا نيز در حق او ثابت است؛ بلى اگر حشفه را بريده باشند، بدل فشار دادن حشفه، همان سر ذَكر را سه دفعه به نحو مذكور فشار مىدهد؛ و اگر تمام ذكر را بريده باشند، اكتفا مىنمايد به همان مسح نمودن ما بين مقعد و ذكر سه مرتبه؛ و اقوى عدم اعتبار مباشرت است، بلكه به فعل غير ـ مثل زن و كنيز ـ نيز استبرا، حاصل مىشود.
س . اگر كسى بول كند و بعد وضو بسازد [ و ] بعد از وضو بللى ظاهر شود، [ و ]نداند كه بول است يا غير آن و شك دارد كه آيا استبرا نموده بود بعد از بول يا نه، چه صورت دارد؟
ج . حكم كند كه بول است مثل غير مستبرئ، پس وضو بايد بسازد و نماز را به عمل[1] آورد؛ و همچنين است هرگاه در اثناى نماز، بلل مشتبه، ظاهر شود؛ [ و ]بالجمله، در صورت شكّ در استبرا، بايد حكم كند كه استبرا نكرده است.
[1] . يعنى اگر نماز را قبل از خروج بلل به جا نياورده باشد، پس بعد از تطهير مخرج بول و وضو، نماز مىخواند.