1. صفحه اصلی
  2. /
  3. کتب
  4. /
  5. جامع المسائل جلد اول ص 69

جامع المسائل - جلد اول

  • تالیف: حضرت آیت‌الله بهجت
  • سال چاپ: 1392
  • موضوع: کتاب فقهی ـ تخصصی
  • تعداد صفحات: 450
  • کتاب ها / جامع المسائل - جلد اول
  • بازدید : 39

1

چنان بخشكد كه هيچ اثرى از رطوبت[1] باقى نماند.

و خشكيدن به گرمى آفتاب كه بر نزديكى محلّ نجس تابيده باشد و همچنين آفتاب زمان ابرى كه مانع از تابش آن باشد، كفايت نمى‌كند.

و پس از آن كه آفتاب، ظاهر زمين را بخشكاند، آنچه را كه از باطن متّصل به ظاهر باشد و در اين تابش آفتاب بخشكد، پاك مى‌شود. و همچنين است حال در مثل ديوار و شبه آن.

و هرگاه باطن، متّصل به ظاهر نباشد، مثل پاره‌اى از ديوارها كه «صندوقه» مى‌نامند، پس خشكيدن طرفى كه آفتاب بر خود آن نتابيده لكن به واسطه تابيدن بر طرف ديگر، خشك شده، آن را پاك نمى‌كند.

و منقولاتى كه در اصل، از زمين بوده لكن بالفعل، نقل شده از آن ـ مثل كوزه و تسبيح و مهر و نگين ـ با آفتاب پاك نمى‌شود؛ و آنچه از زمين است و از آن شمرده مى‌شود چون ريگ و پاره سنگ و مانند اينها از هر چه قابل نقل باشد لكن بالفعل از زمين شمرده مى‌شود، به آفتاب پاك مى‌شود.

  استحاله

چهارم: از مطهِّرات «استحاله» است. و آن عبارت است از اين كه جسم نجسى برگردد به يكى از اشياى طاهره؛ پس هر نجسى كه به سوختن، خاكستر يا دود و يا بخار شود، پاك مى‌شود، خواه آن نجس در اصل، نجس باشد، يا به سبب ملاقات با نجاسات نجس شده باشد.

و بخارى كه از چيز نجس برخيزد، پاك است اگر چه آن به سبب سوختن با آتش نباشد؛ و عرقى كه از آن به هم رسد ـ يعنى عرق نجس يا متنجّس ـ نجس است. و همچنين است اجزاى دُهنيّه كه از دود مجتمع مى‌شود، على الاحوط.

و هرگاه خشت خامِ نجس، به پختن، آجر شود يا سنگِ نجس به پختن، آهك شود


[1] . يعنى رطوبت غير متعدّيه به ملاقى.