1
اقامت ده روزِ متّصل؛ و همچنين در وطن بنا بر احوط با صدق تحقّق اقامت عشره متّصله اگر چه بدون قصد باشد.
و به حكم منزل است مابعد [ از ] تردّدِ سى روز در غير وطن كه اقامت ده روز، بعد از آن، محتاج به قصد نيست و به حكم اقامت در وطن، در جهت مذكوره است و مجرّد تردّدِ سى روز، كافى نيست، بلكه بايد ده روز بعد از آن اقامت نمايد بنا بر اظهر، اعتبار نيّت در قاطعيّت عشره، كثرت را و بنا بر عدم اعتبار؛ پس با اقامت عشره محققه، قطع مىشود كثرت سفر و بعد از انشاى سفر از آن مكان، تقصير مىنمايد با شروطش و در اين محل اتمام مىنمايد، زيرا سفر از وطن اثر نداشت وا ز اين محل محقق نشده است؛ پس در كثيرالسفر تردّد ثلاثين موضوع ندارد، واللّه العالم.
6 . از جمله شروط اين است كه: بايد خفاى اذان يا جدران بشود، تا قصر، ثابتِ در خروج؛ يا اتمام، در رجوع، ثابت باشد؛ و هر كدام از اينها كافى است در حكم، و در تقدير علم به تخلّف، احوط جمع يا تأخّر است تا وصول به ابعدِ از بلد در خروج و اقربِ در رجوع.
عبرت در سماع و رؤيت، به «متعارفِ معتاد» است، نه «خارقِ عادت»، و اگر نبود مسموع يا مرئى، تقديرِ وجودِ آنها و تشخيص حدّ به اين تقدير مىشود؛ و چنانچه اگر در طريق، علوّى يا انخفاضى بود، تقديرِ استوا مىشود.
و همچنين اگر در طريق، درختهاى بستان بود، تقدير عدم حايل مىشود [ و ] بلنديهاى خارج از متعارف در بلد ـ مثل مناره و قبّه و سور ـ اعتبار به آنها نيست.
آيا اعتبار، به صور متميّزه بيوت و فصول متميّزه اذان است، يا لازم است خفاى