1
است اهل صفِ اوّل را در سجدتين؛ و به عكسِ اين، در ركعت دوّم بعد از انتقال صفِ دوّم به جاى صف اوّل.
و اظهر كفايت از اين ترتيب است اگر به سبب ازيديّتِ صفوف از دو صف، هر صفى جز يك سجده را، تاركِ متابعتِ در آن و مشغولِ حراست ديگران نباشند اگر مستلزم فعل كثير به سبب مزيد انتقال نباشد به جهت رعايت اتّصال در يكى از هر صف مثلاً؛ و اختيار تخلّف در غير ركن، بر تخلف در آن مقدّم است.
و معتبر است در اين كيفيّت، كه دشمن، در جهت قبله باشد و نتواند از راهى غيرِ معلوم، حمله نمايد، و امور آنها آشكار بر اهل نماز باشد، و بتوانند نمازگزارها حراست نمايند به طريقه مذكوره، و ممكن است افتراق به دو صف، چنانكه در اين طريقه مذكور شد.
و در نماز «مطارده» و شدّت خوف كه با هيچ يك از طرق متقدّمه حتى فرادى، نمىتوانند اداى قصر با كيفيّات مذكوره نمايند، تكبير و مابعد آن را به هر صورت كه ممكن باشد، ادا نمايند، و تكبيرة الاحرام را با امكان، با استقبال به جا مىآورند و با امكان، مستمرِّ بر استقبال مىشود و با امكان، ركوع و سجود را بعد از نزول به جا مىآورند؛ و با عدم امكان، در حال ركوب اگر چه به سجود بر زين اسب باشد با رعايتِ بودنش از چيزهايى كه سجده بر آن صحيح است با وضع بر آن؛ و با عدم امكان، سجده بر زين مىنمايد اگر چه سجده ندارد؛ و با عدم امكان، با ايماى به سر با اخفضيّتِ سجود از ركوع و هكذا رعايتِ اَجزا و ابدال آنها به ترتيب با استقبال ممكن يا بدون آن با عدم امكان به جا مىآورد.
و با عدم تمكّن از تطهّر به آب، تيمّم به خاك، و با عدم امكان، با غبارِ آنچه بر اسب است و [ يا ] آنچه غبار دارد، به جا مىآورد.
و اگر شديدتر شد امر قتال و تمكّن از سجود و ركوع نداشتند، تكبير و ايما براى