1
و بعض امور مكروهه، تخلّص از كراهت آنها در مساجد، به فعل آنها بيرون مسجد با تناسب ـ مثل انشاد ضالّه ـ مىشود.
و نوم در مساجد، مكروه است، و كراهت آن در «مسجدين» اشدّ است، و ضرورت مثل نداشتن مسكن، رافعِ كراهت است.
و مكروه است دخول در مسجد براى كسى كه بوى بدى از او استشمام مىشود، مثل آكل سير و پياز بدون اذهاب رايحه آنها؛ و دور نيست استحباب اعاده نمازى كه خوانده شده با اين گونه بوها.
و مكروه است آب بينى و دهان در مسجد ريختن كه «نخامه» و «بصاق» باشد؛ و جايز است در صورتى كه هتكِ محرّم و ايذاى مصلّين نباشد، و دور نيست استحباب ابتلاع غير مضرّ از آنها؛ و اگر مكروه به جا آورده شد، اخراج يا دفن آنها مستحبّ است.
و دفن «قُمّله» (شپش) كه ديده مىشود در مسجد در زير سنگ ريزهها، يا اخراج آن، مستحبّ است، و علما فرمودهاند: كشتن آن يا قصع (يعنى خُرد و ريز كردن آن) مكروه است و آن كه اگر كرد، با خاك بپوشاند.
و كشف عورت در مسجد با امن از مطّلعِ غير مَحرم، مكروه است، و دور نيست استحباب ستر ناف تا زانو يا كراهت كشف اينها.
و سنگريزه را با انگشتها انداختن در مسجد مكروه است.
معابد يهود و نصارى اگر در ذمّه اسلام باشند و در يَدِ آنها باشند، جايز نيست تعرّضى به آنها، و محترمند مثل مساجد ما؛ و جايز نيست تغييرات و نقض و هدم آنها مگر به شروط جواز در مساجد ما. و اگر اهلش رفتند و اضافه به آنها منقطع شد و مأيوس از رفت و آمد آنها شديم، ولايتِ آنها، به دست حاكم شرع ما است، و جايز است تبديل آنها به مسجد و تغييرات و هدمهاى لازم اين تبديل.