1
<-> نباشند، ضرورت است.
جايز است جماعت در سفينه واحده يا متعدّده با اتّصال كشتيها به همديگر و با انفصال، با رعايت شروط جماعت و بر تقدير جواز صلات اختياراً در آن، كه در محلّش اطلاق يا تقيد آن گذشت.
و با اختلال بعض شروط در اثنا، متعيّن است انفراد يا استخلاف و اقتداى به غير؛ و فرقى بين اين كه بعضى از اهل جماعت در زمين و بعضى در سفينه باشند، يا اين كه همه در سفينه باشند، نيست.
اگر كسى در نافله باشد و امام داخل در نماز جماعت شد، پس اگر خوف فوت جماعت دارد، مستحبّ است قطع نافله و دخول در جماعت وگرنه داخل جماعت مىشود بعد از اتمام نافله.
و دور نيست استحباب قطع ـ براى ادراك اوّل جماعت، بعد از تكبير امام باشد؛ و مؤكّد است در ادراكِ ركوع ركعت اوّل؛ و قريب است [ كه ] استحباب در ركعات بعدى، ثابت باشد به اولويّت در صورتى كه اطّلاع به جماعت، متأخّر باشد؛ و در ثبوتِ استحبابِ قطع در صورت ادراك سجدههاى ركعت اخيره و مابعد آن، تأمّل است.
و اگر در فريضه باشد و بعد از آن، اقامه نماز جماعت شد، مىتواند بلكه افضل است عدول به نافله نمايد و دو ركعت را تمام كند و داخل جماعت بشود در صورت بقاى محلِّ عدول، وگرنه نتيجه حاصل است بدون عدول؛ و همچنين در صورتى كه اصل <->